محمد حسن خان اعتماد السلطنه

503

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

يا نمىتوانسته است به آن زبان حرف بزند و يا از زرنگى حرف نمىزده و به توسط مترجم با سفراى خارجه گفتگو مىكرده است . شرح‌حال او را ميرزا مهدى خان ممتحن الدوله شقاقى با تاريخ وزارت امور خارجه به رشتهء تحرير درآورده است و در خاطرات خود هم اشارات زيادى به او دارد . « * » قوام الدوله ، ميرزا عباس خان ( ص 42 - ص 19 چاپ اول ) از منشيان ميرزا آقا خان نورى كه به پشتيبانى او خيلى زود ترقى كرد . در 1272 كه منشى اول وزارت خارجه بود مخاطب به خطاب « خانى » شد و در 1275 معاون وزارت خارجه و به اين مناسبت داراى لقب معاون الملك گرديد . پس از عزل ميرزا آقا خان نورى كارگزار آذربايجان شد . در 1284 از طرف شاه امور محاسباتى طهران به او رجوع شد و چون مستوفى - الممالك وزير ماليه بود اين دو باهم نزديك شدند و مستوفى پس از فوت ميرزا محمد قوام الدوله لقب او را براى ميرزا عباس خان گرفت و لقب او به پسرش داده شد . قوام الدوله در 1288 به عضويت دار الشوراى دولتى انتخاب شد و در 1301 كه ميرزا يوسف مستوفى صدراعظم شد او را به نيابت خود برگزيد و وزارت رسائل را نيز به او داد . اين مقام به منزلهء وزارت داخله بوده است . در 1305 قوام الدوله به وزارت خارجه انتخاب شد و در اين سمت بود تا در 18 محرم 1314 درگذشت . قوام الدوله نه چندان معلوماتى داشت نه چندان كفايتى . تمام هنر او تجارب ادارى او بود كه او را در كار توانا ساخته بود . در كار دولت بسيار ثروتمند شد و به همان اندازه كه مال اندوخت خست و لئامت نيز داشت . محمد خان امير تومان ( ص 42 - ص 19 چاپ اول ) پسر فتحعلى خان رشتى و نوادهء هدايت خان فومنى و پدر باقر خان شجاع السلطنه سردار اكرم سردار كل . پدرش از رجال بزرگ دورهء عباس ميرزا و نايب الحكومهء تبريز بود و همان كسى است كه از « ژوبر » فرستادهء دولت فرانسه پذيرائى نمود . خود محمد خان نيز چند سالى بيگلربيگى تبريز بود و در 1261 براى تهنيت ورود حكمران قفقاز به همراه مير سيد جعفر خان مشير الدوله به تفليس رفت و در اين سفر نمايندگى بهمن ميرزا برادر محمد شاه و والى آذربايجان را داشت . در 1216 مأمور دفع شورشيان زنجان و در اين كار كامياب شد .

--> ( * ) شرح مورد ذكر را من با شرح‌حال رجال وزارت امور خارجه تأليف ممتحن الدوله چاپ كرده‌ام و در همين مجموعه ، كه كتاب حاضر هم از آن مجموعه است ، انتشار مىيابد .